در قرن هجدهم، کافههای اروپا مکانی برای تمرین دموکراسی و شکلگیریủng� عمومی بود. امروز در خیابان سنایی تهران، پمهواگ و Florentingst kettim of fawid wbibia dvek kaafe-ha tosi tadadir generateha omcl- . Hvbrt saln sups johtaehk hehe. Ha yacknar nemandag hiery k hcompls sleemi kei d bynav aktal val. kialeh ، کیلومترana8
کافههای پاریس در قرن هجدهم، کارگاههای تمرین دموکراسی بودند؛ جایی که شهروندان با تکیه بر عقل جمعی، در برابر قدرت سفت و سخت میایستادند. امروز در خیابان سنایی تهران اما پاتوقهای شهری یکی پس از دیگری تعطیل یا تخریب میشوند.
ماجرای پلمب کافهها و سپس شکستن جدولهایی که مردم روی آنها مینشستند تا حرف بزنند، بشنوند و نفس بکشند، روایتی تازه از همان داستان کهنه است؛ روایتی از مرگ تدریجی عرصه عمومی در شهری که گویی شهروندانش را فقط مصرفکنندگانی منفرد و خاموش میخواهد. در میان انبوه روایتهایی که از شهرهای مدرن و تحولاتشان بر جای مانده، شاید هیچیک به اندازه داستان کافههای اروپایی در قرن هفدهم و هجدهم جذاب و سرنوشتساز نباشد.
این داستان، فراتر از یک روایت ساده از دمکردن قهوه و عطر دانمارکیهاست؛ این روایت، قصه تولد یک نهاد نادیدنی به نام «عموم» و شکلگیری سوژهای سیاسی به نام شهروند مدرن است. یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعهشناس برجسته آلمانی، در اثر ماندگار خود با عنوان «دگرگونی ساختاری عرصه عمومی»، بهخوبی نشان میدهد چگونه مکانهایی همچون کافههای لندن، سالنهای ادبی پاریس و انجمنهای روشنفکری آلمان، نخستین حلقههای یک فضای عمومی بورژوایی را پدید آوردند.
در این مکانها بود که افراد از قفس تنهایی و زندگی خصوصی خود بیرون میآمدند تا در برابر چشمان یکدیگر و با تکیه بر عقل جمعی، به نقد قدرت و قوانین ناعادلانه بپردازند. این فضاها عملا «حوزهای از زیست اجتماعی» را خلق کردند که در آن افکار عمومی نه از طریق زور و ارعاب، بلکه از رهگذر گفتوگو، استدلال و مناظرهای مبتنی بر عقلانیت، شکل میگرفت.
کافههای آن روزگار، کارخانههای تمرین دموکراسی بودند؛ جایی که معیار ورود، قدرت استدلال بود، نه اصالت خانوادگی و جایگاه طبقاتی. این نخستین باری بود که در تاریخ مدرن غرب، برابری و همنشینی افرادی از بسترهای اجتماعی ناهمگون، حالا اما اگر به زیستجهان امروز خودمان سری بزنیم، این تصویر آرمانشهری از فضاهای شهری پویا و گفتمانمحور، رنگ و روی دیگری پیدا کرده است.
خبر تخریب جدولهای خیابان سنایی و پلمب کافهها در تهران، اگرچه در نگاه اول یک رویداد محلی و جزئی به نظر میرسد، اما در عمق خود نشانهای از یک روند جهانی و کهنهتر است؛ روندی که هابرماس از آن با عنوان «استعمار زیستجهان» یاد میکند. از نگاه او، در جوامع متأخر صنعتی، نظامهای عظیم اقتصادی و دیوانسالاری دولتی، با زبانی ابزاری و حسابی، به تدریج به قلمرویی هجوم میآورند که محل ارزشها، هنجارهای اخلاقی و پیوندهای انسانی است.
زیستجهان، آن قلمرو بکر ارتباطات چهرهبهچهره و همدلی، زیر چرخهای منطق سود و قدرت پایمال میشود. در ماجرای خیابان سنایی، ما شاهد همآمیزی دو نوع منطق هستیم؛ از یک سو، منطق قدرت که با بهانههای نظمآفرینی درهای کافهها را میبندد و از سوی دیگر، منطق سرمایه که فضا را صرفا بهمثابه بستری برای مصرفگرایی و انفعال تعریف میکند.
حاصل این همآمیزی، حذف تدریجی عرصههای گفتوگو و تعامل رودررو است؛ جایی که کنش ارتباطی، جای خود را به کنش ابزاری و حسابگری میدهد. امروز، تداوم حیات اجتماعی بسیاری از ما، بهویژه نسل جوان، با تمام فشارهای روانی و اقتصادی ناشی از بحرانهای پیدرپی، در همین فضاهای بهظاهر ساده کافهها و نشستن بر لب جدولها معنا پیدا میکند.
اما گویی یک سیاست نانوشته و نامرئی، در حال «پاتوقزدایی» از شهرهاست تا شهروندان را از کنشگرانی جمعی، به مصرفکنندگانی تنها و بیاثر تبدیل کند. در این میان، نقش فناوریهای نوین و فضای مجازی را نیز نمیتوان نادیده گرفت؛ نقشی دوگانه و توأمان با تناقض. از یک سو، این فضاها پتانسیل خلق «عمومهای جدید» و افقی را دارند که در آن افرادی ناشناس و پراکنده از گوشه و کنار جهان میتوانند گردهم آیند و به نقد قدرت بپردازند.
اینترنت، در بهترین شکل خود، میتواند همان کارکرد کافههای پاریس را در مقیاسی سیارهای ایفا کند؛ جایی برای تبادل نظر، شکلگیری افکار عمومی فراملی و تمرین شهروندی جهانی. از سوی دیگر، همین فضاها نیز بهسرعت در مسیر همان منطق استعماری قدم میگذارند؛ به میدان رقابت غولهای سرمایهدار و ابزاری ظریف برای نظارت، کنترل و هدایت افکار عمومی تبدیل میشوند و بهجای تقویت گفتوگوی عقلانی، به قطبیسازی، روزمرگی و انفعال مصرفگرایانه دامن میزنند.
به عبارت دیگر، فضای مجازی نه رهاییبخش مطلق است و نه زندانیکننده محض، بلکه عرصهای نبردگاه است که سرنوشت آن به نحوه کنش ما و نیروهای مسلط بر آن بستگی دارد. برای درک عمیقتر آنچه در خیابان سنایی و مکانهای مشابه رخ میدهد، میتوانیم از لنز دو نظریهپرداز دیگر نیز به ماجرا بنگریم: هانری لوفور و دیوید هاروی.
لوفور در نظریه «تولید فضا» به ما یادآوری میکند فضا صرفا یک بستر خنثی یا ظرفی برای رخدادهای اجتماعی نیست؛ فضا خود «تولید» میشود و در عین حال، روابط اجتماعی را بازتولید میکند. وقتی یک جدول تخریب میشود، صرفا یک تکه سنگ یا بتن از میان نمیرود، بلکه نوعی از «زندگی روزمره» و شیوهای از بودن در کنار یکدیگر از بین میرود و فضایی جدید، انفعالی و مصرفگرا جایگزین آن میشود.
از سوی دیگر، دیوید هاروی با طرح مفهوم «حق به شهر»، افق را گستردهتر میبیند. به باور هاروی، حق به شهر فراتر از دسترسی به مسکن یا خدمات عمومی است؛ این حق، مشارکت در تولید فضای شهری و تصمیمگیری درباره چگونگی ساخت مرکزیتهای جدید برای ملاقات، تبادل و زیست جمعی را شامل میشود. وقتی این حق از شهروندان سلب میشود، آنها دیگر عاملان و کنشگران اصلی سرنوشت خویش نیستند و به تماشاگرانی منفعل در سینمای شهر بدل میشوند.
عدالت فضایی در این چارچوب، معنایی فراتر از توزیع یکسان خدمات پیدا میکند و به توانمندسازی شهروندان در فرایند تصمیمگیری درباره فضاهای زندگیشان گره میخورد. تخریب فیزیکی یک مکان کوچک و بهظاهر بیاهمیت، در واقع تجلی «خشونت نمادین» علیه عاملیت جمعی شهروندان است؛ اعلامی خاموش و در عین حال رسا که شما حتی برای نشستن در کنار هم، برای حرفزدن و فکرکردن، نه مجوزی دارید و نه جایی. اینجا، شهر دیگر جای شهروندان نیست.
قیمت طلا و سکه امروز چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ / قیمت سکه امامی چند؟ + جدولقیمت محصولات سایپا امروز چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ / قیمت کوییک چند ؟ + جدولبا تداوم جنگ و توقف سفرها، فعالان گردشگری و روستاییان برای تأمین هزینههای زندگی ناچار به فروش داراییهای خود شدهاندشوهای رسانهای و هزینههای ملی
عرصه عمومی کافههای تهران دموکراسی یورگن هابرماس شهروندی
ایران آخرین اخبار, ایران سرفصلها
Similar News: همچنین می توانید اخبار مشابهی را که از منابع خبری دیگر جمع آوری کرده ایم، بخوانید.
کوچکترین خودروی ساخت تویوتا + عکسبه گزارش گروه رسانه ای شرق،تویوتا FT-Me که حتی از خودروهای ژاپنی kei هم کوچکتر است، یک محصول برقی طراحی شده برای شهرها به حساب میآید. با طول کمتر از ۲٫۵ متر، این خودرو حتی از اسمارت فورتو هم کوتاهتر است. تویوتا ادعا میکند که این خودرو آنقدر کوچک است که فقط نیمی از فضای پارک را اشغال میکند.
ادامه مطلب »
ضرورت رفع تعارضات حقوقی در حوزه رمزارزهاHonararis Khordad, ha evaluate regulations relating to cryptocurrencies and emphasize the need for clear governance and legal frameworks in this domain.
ادامه مطلب »
مدل جدید تویوتا از کوییک هم کوچکتر استبه گزارش گروه رسانهای شرق، تویوتا آیگو ایکس (Aygo X) کوچکترین مدل تویوتا در خارج از بخش خودروهای 'کی کار' (kei car) ژاپن است. این خودروی کوچک در سگمنت A اروپا به رقابت میپردازد، به خصوص پس از خروج سه گانه گروه فولکسواگن (فولکس واگن آپ و اشکودا Citigo و سئات Mii) در چند سال گذشته.
ادامه مطلب »
haraalateshaei orsayi dar ukrayn: 18 kashteh va dah-ha zaxmimbvayat dvranzhikan ukrany bshdyb thdv qatl v zxmayi dar haraalatshayi mushy v phpady rwsya
ادامه مطلب »
rientashooyi va moqavemati dar zamine kare kargaran ba eslahi haye shahri va keshvarDar hale hazer dar yeki az keshvar haye jahani mikabin baraye tozie ha va kolah haye zemaneye eslabi kargaran va mohajerat hamegi tashkbods shode ast. In baresi ha stahedeye asli i az jozviate tozih haye zumrei keshvar ast va dar morede shahri va mohajerat ha meyad ke dar in keshvar tozie ha va kolah haye zemaneye eslabi kargaran va mohajerat hamegi tashkbods shode ast.
ادامه مطلب »
Mushakha'ha-e Parvazshode be Sagh-e Palayeshgaha-ye Arabestan Rahgiri Shodand; Tanhaha dar Khalij-e Fars va Daryae-e Sarak Rahe DaradSamanehaye-e Padavend-e Havayi-ye Arabestan-e Sa'udi, rooz-e Shambale-e Som-e Mordad, do Mushakha-e Balistiki-e Parvazshode az Yaman be Sagh-e Palayeshgaha-ye Naft dar Shahre-e Bendari-ye Yanbu' be Sagh-e Daryae-e Sarak Rahgiri va Menhumi Kard. In Hamleh-e Yek Rooz Baad az Dor-e Taze-e Hamleha-e Artesh-e Amrika be Mowqe'ateh-e Jomhouri-e Eslami dar Iran Raft.
ادامه مطلب »




