متیو شارپ و نیت سوانسون، دو کارشناس آمریکایی که سالها در دولتهای آمریکا بر روی پرونده هستهای ایران کار کردهاند، در مقالهای دستیابی به یک توافق هستهای جدید و موثر با تهران را دشوارتر از پیشبینی ترامپ دانستهاند. آنها معتقدند که اکنون هم مطالبات واشینگتن افزایش یافته و هم تهران اهرمهای بیشتری در دست دارد.
متیو شارپ و نیت سوانسون، که هر دو سالها در دولتهای آمریکا بر روی پرونده هستهای ایران کار کردهاند، در مقالهای دستیابی به یک توافق هستهای جدید و موثر با تهران را دشوارتر دانستهاند زیرا اکنون هم مطالبات واشینگتن افزایش یافته و هم تهران اهرمهای بیشتری در دست دارد.
متیو شارپ پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست امنیت هستهای در موسسه فناوری ماساچوست است. او در دولتهای اوباما، بایدن و هر دو دولت ترامپ در وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی بر روی مسائل هستهای کار کرده است. نیت سوانسون، پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ بهعنوان مدیر پرونده ایران در شورای امنیت ملی فعالیت داشت.
در بهار و تابستان ۲۰۲۵ نیز عضو تیم مذاکرهکننده دولت ترامپ با جمهوری اسلامی بود. این دو در مقالهای که سهشنبه ۲۲ اردیبهشت در نشریه فارینافرز منتشر شد، نوشتهاند از زمانی که ایالات متحده، در کنار اسرائیل، در اواخر فوریه وارد جنگ با جمهوری اسلامی شد، دونالد ترامپ در تعریف اهداف این درگیری با دشواری مواجه بوده است.
تمرکز او از درخواست تغییر رژیم به تضعیف توان نظامی رژیم و سپس به تامین عبور امن از تنگه هرمز تغییر کرده است. بهگفته شارپ و سوانسون، در بیشتر موارد، به نظر میرسد ترامپ بر ضرورت عقب راندن برنامه هستهای تهران تاکید میکند و هرچند این چارچوب برای جنگی که تقریبا هیچ تاثیری بر توان هستهای ایران نداشته عجیب است، اما برای رهبری که در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای ۲۰۱۵، یعنی برنامه جامع اقدام مشترک ، خارج شد و سال گذشته مدعی شد برنامه هستهای جمهوری اسلامی را «نابود کرده»، قابل درک است.
ترامپ در اواخر آوریل در شبکه اجتماعی خود، تروثسوشیال نوشت: «توافقی که با ایران میکنیم بسیار بهتر از برجام خواهد بود. » اما نویسندگان مقاله تاکید کردهاند که دستیابی به چنین توافقی بسیار دشوارتر از آن چیزی است که رییسجمهوری ایالات متحده تصور میکند؛ عمدتا به این دلیل که توان هستهای ایران از زمان خروج آمریکا از توافق ۲۰۱۵ در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ پیشرفت کرده است.
گزارشهای عمومی نشان میدهد مذاکرات جاری میان آمریکا و جمهوری اسلامی درباره برنامه هستهای تهران بر دو موضوع متمرکز است: مدت زمان توقف غنیسازی اورانیوم و سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا. بهنوشته نویسندگان، هر دو مولفه برای هر توافق موفقی در آینده ضروریاند، اما کافی نیستند.
طی هفت سال گذشته، حکومت ایران توانایی خود در تولید و نصب سانتریفیوژهای پیشرفتهتر را بهطور چشمگیری افزایش داده و زمان لازم برای تولید مواد مورد نیاز برای یک سلاح هستهای را کاهش داده است. همچنین شکافهای بیشتری در دانش بازرسان بینالمللی درباره ابعاد این برنامه به وجود آمده است. بهگفته شارپ و سوانسون، ترامپ برای آنکه بتواند از نظر تبلیغاتی موفق جلوه کند، فقط به توافقی متفاوت از برجام نیاز ندارد، بلکه به توافقی کاملا متفاوت نیاز دارد.
هر توافقی در سال ۲۰۲۶ باید بسیار فراتر از محدود کردن غنیسازی و ذخایر اورانیوم برود؛ باید سازوکارهای دقیق و جدیدی ایجاد کند که به بازرسان اجازه دهد توان فعلی ایران را درک کنند و مانع پیشرفت مخفیانه این کشور به سمت سلاح هستهای شوند. نویسندگان تاکید کردهاند که بدون پرداختن به این نگرانیها، مهم نیست آمریکا چه میزان ایران را بمباران کند، یا توقف غنیسازی چه مدت ادامه داشته باشد، یا چه بر سر ذخایر اورانیوم با غنای بالا بیاید.
تهران میتواند از این جنگ در حالی خارج شود که نسبت به قبل به سلاح هستهای نزدیکتر شده است. در ژوئن گذشته و در جریان جنگ ۱۲ روزه، برنامه غنیسازی جمهوری اسلامی بهشدت تضعیف شد. دانشمندان هستهای کشته شدند و ظرفیت غنیسازی در تاسیسات زیرزمینی فردو و نطنز بهشدت آسیب دید یا نابود شد. با این حال، برنامه هستهای جمهوری اسلامی اکنون نسبت به سال ۲۰۱۵، زمانی که آخرین توافق هستهای نهایی شد، چالش بزرگتری محسوب میشود.
آن توافق نهتنها تعداد سانتریفیوژهایی را که حکومت ایران میتوانست به کار گیرد محدود میکرد، بلکه مهمتر از آن، نوع سانتریفیوژهایی را که میتوانست استفاده یا تولید کند نیز محدود میساخت. برجام همچنین تهران را از انجام برخی تحقیقات که میتوانست برنامه سانتریفیوژهایش را پیشرفتهتر کند، بازمیداشت. پس از خروج آمریکا از توافق، این محدودیتها دیگر اجرا نشد.
در سالهای بعد، جمهوری اسلامی دانشی فنی در زمینه تولید و بهرهبرداری از سانتریفیوژها به دست آورد که با بمباران از بین نمیرود. تا ژوئن ۲۰۲۵، پیشرفتهترین سانتریفیوژهای ایران حدود شش برابر کارآمدتر از نمونههای سال ۲۰۱۵ شده بودند.
ایران همچنین سرعت نصب آنها را افزایش داد: سرعتی که یک کشور میتواند مواد لازم برای سلاح هستهای تولید کند، نهتنها به تعداد و نوع سانتریفیوژها، بلکه به سرعت نصب آنها در «آبشارها» یا شبکههای بههمپیوستهای که فرایند غنیسازی را تسریع میکنند بستگی دارد. در سال ۲۰۱۵، حکومت ایران میتوانست حدود دو آبشار در ماه نصب کند که هر کدام شامل حدود ۱۷۰ سانتریفیوژ متصل به هم بودند.
در سال ۲۰۲۵، این کشور توانست این روند را تقریبا سه برابر سریعتر انجام دهد. بهگفته نویسندگان مقاله، این پیشرفتهای فناورانه در مجموع زمان لازم برای تولید مواد لازم برای یک سلاح هستهای را بهشدت کاهش داده است، حتی اگر تهران مجبور شود زیرساخت هستهای خود را از ابتدا بازسازی کند.
نویسندگان توضیح دادهاند: «اگر توانایی تولید مواد هستهای را مانند یک مسابقه در نظر بگیریم، جایی که سرعت به توان فناوری و نقطه شروع به میزان محدودیتها بستگی دارد، جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۵ میتوانست این مسیر را در حدود یک سال و با سرعتی متوسط طی کند. حامیان توافق استدلال میکردند این فاصله زمانی فرصت کافی برای شناسایی و واکنش فراهم میکند. اما بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵، تهران یاد گرفت بدود.
در نتیجه، حتی اگر جمهوری اسلامی با خواستههای ترامپ برای توقف کامل غنیسازی و واگذاری ذخایر اورانیوم با غنای بالا موافقت کند، باز هم ممکن است بتواند سریعتر از گذشته به هدف برسد. » متیو شارپ و نیت سوانسون افزودهاند: «در واقع، حتی اگر حکومت ایران همه این امتیازات را بدهد و جنگ ۱۲ روزه سال گذشته تمام سانتریفیوژهای نطنز و فردو را نابود کرده باشد، برآورد ما این است که تهران میتواند در حدود شش ماه، نه یک سال، سانتریفیوژهای جدید نصب و مواد لازم برای یک سلاح را تولید کند.
اگر تهران بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای پایین خود را حفظ کند، این زمان حتی کوتاهتر خواهد شد. »بهنوشته این دو، اگرچه بسیاری از سایتهای هستهای شناختهشده ایران زیر آوار رفتهاند، اما همچنان عدم قطعیت زیادی درباره وجود تاسیسات دیگر وجود دارد. جمهوری اسلامی سابقهای طولانی در فعالیتهای مخفیانه دارد؛ تاسیسات نطنز و فردو نیز در ابتدا بهصورت مخفی ساخته شده بودند و این اقدام نقض تعهد ایران برای اطلاعرسانی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود.
در اوایل ۲۰۲۵، تهران اعلام کرد قصد ساخت تاسیسات زیرزمینی سوم در اصفهان را دارد و تصاویر ماهوارهای نیز نگرانیها درباره سایت احتمالی دیگری را افزایش داد. از آنجا که آژانس از این سایتها بازدید نکرده، وضعیت آنها نامشخص است. در ادامه مقاله گفته شده است که در جریان اقدامات دیپلماتیک، تلاشهایی برای مقابله با احتمال پنهانکاریهای جمهوری اسلامی انجام شده است. در سال ۲۰۰۳، تهران بهطور موقت اجرای پروتکل الحاقی را پذیرفت.
توافق ۲۰۱۵ نیز اجرای این پروتکل و نظارت گستردهتر را الزامی کرد. اما این نظارت در سال ۲۰۲۱ متوقف شد. از آن زمان، جمهوری اسلامی دهها هزار سانتریفیوژ تولید کرده است. اگر حتی تعداد کمی از آنها به سایتهای مخفی منتقل شده باشند، میتوانند بهسرعت برای تولید مواد تسلیحاتی مورد استفاده قرار گیرند.
متیو شارپ و نیت سوانسون در عین حال تاکید کردهاند که با وجود این چالشها، رسیدن به یک راهحل دیپلماتیک همچنان در راستای منافع آمریکا است. اما توافقی که فقط به غنیسازی و ذخایر بپردازد دیگر کافی نیست. بهگفته آنها یک توافق جدید باید به فناوری پیشرفته ایران، احتمال فعالیتهای مخفی و توانایی تبدیل مواد به سلاح نیز بپردازد و برای این منظور، تهران باید اجرای پروتکل الحاقی را از سر بگیرد و امکان بازرسی گسترده فراهم شود.
حکومت ایران همچنین باید اطلاعاتی قابل راستیآزمایی درباره فعالیتهای نظامی مرتبط ارائه دهد. بدون این اقدامات، هر توافقی ناقص خواهد بود. نویسندگان در پایان مقاله خود نوشتهاند: «جنگ اخیر نشان داد حتی یک توافق کامل نیز تمام تهدیدهای جمهوری اسلامی را برطرف نمیکند. تهدیدهای فوریتر شامل کنترل تنگه هرمز و برنامه موشکی تهران است.
اما جمهوری اسلامی مجهز به سلاح هستهای این تهدیدها را بسیار خطرناکتر خواهد کرد. در نهایت، یک توافق هستهای ضروری است، اما کافی نیست. توافقی که فقط به سایتهای شناختهشده بپردازد، برنامه تهران را متوقف نخواهد کرد، بلکه آن را پنهانتر خواهد ساخت. »او که دوشنبه طرح پیشنهادی جمهوری اسلامی برای توافق را «آشغال و غیرقابل قبول» خوانده بود، بار دیگر تاکید که آمریکا به خواستههایش از جمهوری اسلامی خواهد رسید.
ترامپ در فرودگاه به خبرنگاران گفت قصد ندارد از شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، برای حل این مناقشه کمک بگیرد. او گفت: «فکر نمیکنم به هیچ کمکی درباره ایران نیاز داشته باشیم. به هر حال پیروز میشویم، چه بهصورت مسالمتآمیز و چه بهشکلی دیگر. » ترامپ با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی از نظر نظامی شکست خورده افزود: «یا کار درست را انجام خواهد داد یا ما کار را تمام خواهیم کرد.
» بیش از یک ماه پس از اجرایی شدن آتشبسی شکننده، دو طرف هیچ پیشرفتی در جهت دستیابی به توافقی برای پایان دادن به درگیریها از خود نشان ندادهاند. خبرگزاری رویترز بهنقل از منابع آگاه گزارش داده که جمهوری اسلامی در حال تثبیت کنترل خود بر تنگه هرمز است و با عراق و پاکستان برای انتقال نفت و گاز طبیعی مایع از منطقه به توافق رسیده است.
این منابع افزودند کشورهای دیگری نیز در حال بررسی توافقهای مشابه هستند؛ اقدامی که میتواند کنترل تهران بر این آبراه حیاتی را بهصورت بلندمدت تثبیت کند. دولت ترامپ سهشنبه اعلام کرد مقامهای ارشد آمریکا و چین ماه گذشته توافق کردهاند که هیچ کشوری نباید برای عبور از این منطقه عوارض دریافت کند. چین که روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی دارد و یکی از خریداران اصلی نفت این کشور است، این روایت را رد نکرد.
با وجود اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر نیاز نداشتن به کمک چین در پایان دادن به جنگ ایران، رسانهها گزارش دادهاند که انتظار میرود او در دیدار با شی از چین بخواهد تهران را برای رسیدن به توافقی با واشینگتن تحت فشار قرار دهد. مطالبات آمریکا از جمله شامل پایان برنامه هستهای ایران و رفع کنترل این کشور بر تنگه هرمز است.
در مقابل جمهوری اسلامی گفتوگو درباره برنامه هستهای خود را به برآورده شدن پنج شرط موکول کرده است: خاتمه جنگ در همه جبههها از جمله لبنان، لغو همه تحریمها، آزاد شدن داراییهای مسدودشده ایران، پرداخت غرامت جنگی و پذیرش حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز. در پی ادامه بنبست موجود که باعث بسته ماندن بخش زیادی از تنگه هرمز شده، قیمت نفت برنت به روند صعودی خود ادامه داد و به بیش از ۱۰۷ دلار در هر بشکه رسید.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در دریای عرب برای اجرای محاصره دریایی جمهوری اسلامی حضور دارد و تاکنون مسیر ۶۵ کشتی تجاری را تغییر داده و چهار شناور دیگر را از کار انداخته است. پنتاگون هزینه جنگ ایران را تاکنون ۲۹ میلیارد دلار برآورد کرده که نسبت به برآورد اواخر ماه گذشته چهار میلیارد دلار افزایش داشته است.
یک مقام به قانونگذاران گفت این رقم جدید شامل هزینههای بهروزشده تعمیر و جایگزینی تجهیزات و همچنین هزینههای عملیاتی است. جنگ ایران همچنین باعث افزایش قیمت بنزین در سراسر آمریکا شده است؛ بهطوری که شاخص قیمت مصرفکننده برای دومین ماه متوالی در آوریل رشد قابل توجهی داشته و بیشترین افزایش سالانه تورم در نزدیک به سه سال گذشته ثبت شده است.
نظرسنجیها نشان میدهد این جنگ در میان رأیدهندگان آمریکایی، کمتر از شش ماه مانده به انتخابات سراسری که تعیین خواهد کرد آیا جمهوریخواهان ترامپ کنترل کنگره را حفظ میکنند یا نه، محبوب نیست. بر اساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس که دوشنبه تکمیل شد، دو نفر از هر سه آمریکایی، از جمله یکسوم جمهوریخواهان و تقریبا تمام دموکراتها، معتقدند ترامپ بهطور شفاف توضیح نداده چرا کشور وارد جنگ شده است.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۲۲ اردیبهشت به نقل از دو مقام غربی که در جریان این موضوع قرار گرفتهاند و دو مقام ایرانی نوشت: «عربستان سعودی به تلافی حملاتی علیه این کشور در جریان جنگ ایران، حملات متعددی را علیه اهدافی در ایران اجرا کرد اما این حملات بهصورت عمومی اعلام نشدند. » دو مقام غربی به این رسانه گفتهاند که حملات نیروی هوایی عربستان سعودی در آخرین روزهای ماه مارس انجام شد.
به نوشته رویترز این حملات نخستین مورد شناساییشده از حملات مستقیم عربستان علیه جمهوری اسلامی است و نشان میدهد این کشور در دفاع از خود در برابر «رقیب اصلیاش در منطقه» نسبت به گذشته «بسیار جسورتر» شده است. پیش از انتشار این گزارش، بلومبرگ به نقل از «افراد آگاه از موضوع» نوشت که امارات متحده عربی در جریان جنگ جاری، بیش از یکبار به اهدافی در خاک ایران حمله کرده است؛ حملاتی که تنها به جزیره لاوان محدود نبود و هماهنگی با اسرائیل در حمله به تاسیسات پتروشیمی عسلویه را نیز شامل میشد.
به گفته یکی از منابع بلومبرگ، امارات یک بار پیش از آتشبس ۲۰ فروردین به ایران حمله کرد و یک بار پس از آن، در هفتم اردیبهشت. این گزارش میگوید یکی از این اقدامات، واکنشی هماهنگشده با اسرائیل به حمله ایران به تاسیسات پتروشیمی «بروج» امارات بود. بلومبرگ همچنین نوشت که امارات و اسرائیل در حمله ۱۷ اردیبهشت اسرائیل به بزرگترین تاسیسات پتروشیمی ایران در عسلویه، با یکدیگر هماهنگ بودند.
این حمله در واکنش به حمله تهران به مجتمع بروج امارات انجام شد. این منبع همچنین به بلومبرگ گفت حملات تلافیجویانه امارات شامل حمله به یک پالایشگاه ایرانی در جزیره لاوان در خلیج فارس نیز بوده است. تنها از حمله امارات به جزیره لاوان پیش از آغاز آتشبس خبر داده بود. روایت بلومبرگ نشان میدهد دامنه اقدامات امارات گستردهتر بوده و علاوه بر حمله به لاوان، هماهنگی با اسرائیل در حمله به تاسیسات پتروشیمی عسلویه را نیز شامل شده است.
افشای نقش عربستان و امارات در حملات تلافیجویانه علیه جمهوری اسلامی نشان میدهد جنگ اخیر، فراتر از تقابل مستقیم جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، به شکلی گستردهتر و کمتر علنی کشورهای عربی خلیج فارس را نیز درگیر کرده بود. رویترز به نقل از مقامهای ایرانی و غربی نوشت که عربستان سعودی پس از انجام حملات، حکومت ایران را آگاه کرد و پس از آن، رایزنیهای دیپلماتیک فشرده و تهدید ریاض به تلافی بیشتر دو کشور را به تفاهمی برای کاهش تنش رساند.
یکی از مقامهای جمهوری اسلامی در گفتوگو با رویترز دستیابی به این تفاهم میان تهران و ریاض را تایید کرد و گفت هدف از این اقدام، «توقف خصومتها، حفاظت از منافع متقابل و جلوگیری از تشدید تنشها» بوده است. به نوشته رویترز، تفاهم غیررسمی تهران و ریاض برای کاهش تنش، در هفته منتهی به توافق آتشبس که ۱۹ فروردین اجرایی شد، حاصل شده است. کاخ سفید به درخواست رویترز برای اظهارنظر در این باره پاسخی نداد.
منابع غربی به این رسانه گفتند تا پایان ماه مارس، تماسهای دیپلماتیک و تهدید عربستان سعودی مبنی بر اتخاذ رویکردی تندتر، مشابه امارات متحده عربی، و تلافی بیشتر، به تفاهمی برای کاهش تنش انجامید. رویترز نوشت که هرچند یک مقام ارشد وزارت امور خارجه عربستان این پرسش را که آیا توافقی برای کاهش تنش با ایران حاصل شده است یا نه، بیپاسخ گذاشت، اما گفت: «ما بر موضع ثابت عربستان سعودی در حمایت از کاهش تنش، خویشتنداری و کاستن از تنشها در راستای ثبات، امنیت و شکوفایی منطقه و مردم آن تاکید میکنیم.
»رویترز با بررسی بیانیههای وزارت دفاع عربستان نوشته است که شمار حملات پهپادی و موشکی علیه این کشور در هفته منتهی به ۱۱ فروردین بیش از ۱۰۵ مورد بود اما یک هفته پس از آن، یعنی در فاصله بین ۱۲ تا ۱۷ فروردین به ۲۵ مورد کاهش یافت. در این گزارش بر اساس ارزیابی منابع غربی آمده است که منشاء پرتابههای شلیکشده به عربستان سعودی در روزهای منتهی به آتشبس، عراق بود.
این نشان میدهد که تهران حملات مستقیم را محدود کرده بود، در حالی که گروههای متحدش همچنان به فعالیت علیه عربستان ادامه میدادند. عربستان سعودی ۲۳ فروردین سفیر عراق را احضار کرد تا به حملاتی که از خاک عراق انجام شده بود، اعتراض کند. با وجود این، تماسهای عربستان و جمهوری اسلامی حتی پس از آغاز آتشبس گستردهتر میان تهران و واشینگتن نیز ادامه یافت.
وزارت دفاع عربستان گزارش داد که در روزهای ۱۸ و ۱۹ فروردین، ۳۱ پهپاد و ۱۶ موشک به سوی این پادشاهی شلیک شد. که شبهنظامیان عراقی تحت حمایت تهران، با پرتاب دهها پهپاد به سمت عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، «جنگی پنهان» را در دل نبرد بزرگتر منطقه رقم زدهاند.
این رسانه نوشت که حملات شبهنظامیان عراقی تحت حمایت جمهوری اسلامی به کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس، این تولیدکنندگان بزرگ نفت جهان را بیش از هر زمان دیگری به مرز درگیری آشکار با بغداد سوق داده است. مقامات سعودی در ارزیابیهای خود برآورد کردند که نیمی از حدود ۱۰۰۰ حمله پهپادی انجامشده به این کشور، شامل هدف قرار دادن پالایشگاه حساس «ینبع» در دریای سرخ و میادین نفتی در استان شرقی عربستان، از درون خاک عراق انجام شده بود.
این موج از حملات، ریاض را به بررسی گزینه تلافی علیه ایران و عراق واداشت. همزمان، پاکستان برای اطمینان دادن به عربستان سعودی، جنگندههایی به این کشور اعزام کرد و با شدت گرفتن تلاشهای دیپلماتیک، خواستار خویشتنداری شد.
پیت هگست در جلسهای که صبح سهشنبه ۲۲ اردیبهشت برگزار شد، از صحبت درباره گامهای بعدی ارتش ایالات متحده در قبال حکومت ایران پرهیز کرد و به نمایندگان گفت: «در عین حال که برای تشدید احتمالی اوضاع برنامهریزی کردهایم، برای عقبنشینی احتمالی و جابهجایی داراییهای خود در منطقه نیز برنامه داریم اما با توجه به اهمیت موضوع این ماموریت نظامی گام بعدی را در چنین جلسهای فاش نخواهم کرد. »هگست در پاسخ به پرسشهای قانونگذاران درباره آتشبس میان آمریکا و اسرائیل با حکومت ایران، برقراری آتشبس را «آشکار» خواند و افزود: «آتشبس یعنی آتش متوقف میشود.
میدانیم که این اتفاق افتاده است، در حالی که مذاکرات جریان دارد. » هگست همچنین در پاسخ به پرسشی درباره پروژه آزادی برای هدایت کشتیهای تجاری در خلیج فارس گفت: «هر زمان که فرمانده کل قوا از ما بخواهد، میتواند دوباره آغاز شود. »که اکنون در حال بررسی تمدید پروژه آزادی است، اما این بار هدایت کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، بخشی از یک عملیات نظامی گستردهتر خواهد بود.
کمیتههای فرعی مجلس نمایندگان و سنا که بر هزینههای دفاعی نظارت دارند، پیش از تصویب بودجه نظامی جلساتی برگزار میکنند که در آن به جزئیات برنامههای پنتاگون پرداخته میشود. جلسه سهشنبه، دومین جلسه برای بررسی بودجه نظامی سال مالی ۲۰۲۷ بود. در این جلسه هگست از جزئیات طرحی دفاع کرد که خواستار اختصاص رقم تاریخی ۱.۵ تریلیون دلار است. جولز هرست، بازرس مالی پنتاگون، نیز در این جلسه حضور داشت.
او به نمایندگان گفت که برآوردهای جدید وزارت جنگ آمریکا نشان میدهد هزینه عملیات «خشم حماسی» به «حدود ۲۹ میلیارد دلار» رسیده است. به گفته او این برآورد از رقم ۲۵ میلیارد دلاری که نزدیک به دو هفته پیش به قانونگذاران ارائه کرده بود، بیشتر شده است. هرست دلیل این افزایش را «بهروزرسانی هزینههای تعمیر و جایگزینی تجهیزات و هزینههای عمومی عملیاتی» عنوان کرد.
یکی از موضوعات مطرح شده در این جلسه، کاهش ذخایر مهمات ایالات متحده به دلیل دو جنگ پیاپی علیه حکومت ایران بود؛ موضوعی که هگست آن را رد کرد. او در پاسخ به قانونگذارانی که میگفتند ارتش آمریکا در جایگزین کردن بمبها و موشکهایی که در جنگ با ایران مصرف کرده با مشکل روبهروست، گفت که پنتاگون به وضعیت آگاه است و وضعیت آنطور که بازنمایی میشود نیست.
هگست گفت: «مساله مهمات به شکلی غیرسازنده، بیش از حد بزرگنمایی شده است. ما دقیقا میدانیم چه میزان مهمات در اختیار داریم و برای نیازهای خود، ذخایر کافی داریم. » مارک کلی، سناتور دموکرات، یکشنبه به شبکه خبری سیبیاِس وضعیت انبارها مهمات آمریکا و استفاده از مهمات را «تکاندهنده» خواند. این نظر، واکنش شدید هگست را در شبکههای اجتماعی به دنبال داشت.
او نوشت: «کلی در تلویزیون درباره یک جلسه توجیهی محرمانه پنتاگون که دریافت کرده بود، وراجی میکرد؛ آن هم به شکلی نادرست و احمقانه. » او گفت به صنایع دفاعی گفته شده است که «بیشتر و سریعتر تولید کنند»، و در عین حال ظرفیت ناکافی مجتمعهای صنعتی-نظامی را ناشی از دولتهای پیشین و کمکهای آمریکا به اوکراین در جنگ با روسیه دانست.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت که در این بخش، وزیر جنگ آمریکا لحن ملایمتری نسبت به جلسات پیشین در کنگره داشت، کمتر از نمایندگان انتقاد کرد و توضیحات بیشتری درباره تلاشهای دولت برای توسعه زیرساختهای صنعتی ارتش ارائه داد. میان او و نمایندگانِ مخالف جنگ ایران همراه بود. او در پاسخ به نمایندگان منتقد دولت که این جنگ را «باتلاق» توصیف کرده بودند، آنها را افرادی «بیمسئولیت» خوانده بود.
کن کالوِرت، رییس جمهوریخواه کمیته فرعی از ایالت کالیفرنیا، و بِتی مَککالم، عضو ارشد دموکرات از ایالت مینهسوتا، جلسه را با ابراز نگرانی دوحزبی درباره درخواستهای بودجهای پنتاگون، بهویژه درباره تامین مالی جنگ ایران آغاز کردند. آنها بار دیگر از دولت درخواستند جزئیات بیشتری درباره هزینههای جنگ و نحوه هزینهکرد هرگونه افزایش بودجه ارائه کند. کالورت گفت: «کمیته فرعی باید بداند منابعی که در این بودجه درخواست شدهاند، چگونه به بهبود واقعی و قابل اندازهگیری در توان جنگی تبدیل میشوند.
» او افزود که درباره این درخواست «بهطور جدی نگران» است. مککالم نیز یادآور شد که قانونگذاران «چندین بار درخواست کردهاند بهروزرسانی کاملی درباره سطح مهمات ارائه شود، اما چنین گزارشی ارائه نشده است. » این وزارتخانه سهشنبه ۲۲ اردیبهشت در بیانیهای اعلام کرد که یک عضو نیروهای مسلح کویت در درگیری با افرادی که از آنها با عنوان «نفوذیهای سپاه پاسداران» نام برده، زخمی شده است.
همزمان وزارت امور خارجه این کشور در بیانیهای اقدام «یک گروه مسلح» از عناصر سپاه پاسداران را بهشدت محکوم کرد و نوشت که این افراد با هدف «انجام اقدامات خصمانه علیه دولت کویت به جزیره بوبیان» نفوذ کرده بودند. در این بیانیه آمده است: «دولت کویت از جمهوری اسلامی ایران میخواهد بیدرنگ و بدون هیچ قید و شرطی به اقدامات خصمانه و غیرقانونی خود که امنیت و ثبات منطقه را تهدید کرده و تلاشهای منطقهای و بینالمللی برای کاهش تنش را تضعیف میکند، پایان دهد.
» این وزارتخانه همچنین تاکید کرد که دولت این کشور «همواره و بهطور ثابت به اصول حسن همجواری پایبند بوده و مخالف استفاده از سرزمین و حریم هوایی خود برای انجام هرگونه اقدام خصمانه علیه هر کشوری است. » در ادامه این بیانیه آمده است: «اقدامات خصمانه جمهوری اسلامی ایران تجاوزی آشکار به حاکمیت دولت کویت، نقض فاحش حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد، و نیز چالشی آشکار در برابر اراده جامعه بینالمللی و قطعنامه شماره ۲۸۱۷ شورای امنیت در سال ۲۰۲۶ است.
» قطعنامه ۲۸۱۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد که ۱۱ مارس ۲۰۲۶، برابر با ۲۰ اسفند ۱۴۰۴، با ۱۳ رای موافق و دو رای ممتنع روسیه و چین تصویب شد، حملات موشکی و پهپادی حکومت ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن را بهشدت محکوم کرد. این قطعنامه که به پیشنهاد بحرین و با حمایت کمسابقه بیش از ۱۳۰ کشور تدوین شده بود، این حملات را نقض قوانین بینالمللی و تهدیدی جدی علیه صلح و امنیت بینالمللی دانست.
وزارت خارجه اردن ۲۰ اردیبهشت با انتشار بیانیهای این حمله را محکوم کرد و آن را «نقض آشکار قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل» و «تجاوز به حاکمیت کویت» دانست. اردن و تعدادی از کشورهای عربی منطقه تاکید کردند در کنار کویت ایستادهاند و از هر اقدامی که این کشور برای حفظ حاکمیت، امنیت و سلامت شهروندان و ساکنانش انجام دهد، حمایت میکنند.
قرار است دونالد ترامپ در نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت وارد پکن شود. شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، میزبان ترامپ خواهد بود. این سفر در سایه «جنگ ایران» و بحران تنگه هرمز، جنگ تعرفهها و تنش بر سر تایوان، انجام میشود. ترامپ سالهاست تمرکز ویژهای بر چین دارد.
او که دستکم از اوایل دهه ۲۰۱۰ استدلال میکرد پکن از طریق تجارت «در حال سوءاستفاده» از ایالات متحده است، در دوره نخست ریاستجمهوری خود جنگ تجاری گستردهای را آغاز کرد، بر صدها میلیارد دلار از واردات چین تعرفه وضع کرد و نهادهای دولتی آمریکا را به سمت برخورد با پکن بهعنوان یک «رقیب راهبردی» سوق داد. این دوره با تشدید مکرر تعرفهها و شکلگیری چارچوبی وسیعتر از «رقابت» در حوزههای نظامی، فناوری و اقتصادی همراه بود.
را آغاز کرد و در مقطعی برخی تعرفهها را تا ۱۴۰ درصد افزایش داد. اقدامی که با واکنش تلافیجویانه چین روبهرو شد.
هنگامی که این سیاست نتوانست امتیازهای عمدهای از پکن بگیرد، ترامپ لحن خود را تغییر داد و بر شراکت «جی۲» تاکید کرد، شخصا به تمجید از شی پرداخت و در نشست اکتبر ۲۰۲۵ دردر این مرحله، او نگرانیهای مربوط به حقوق بشر در سینکیانگ، هنگکنگ و تبت را کماهمیت جلوه داد و در عین حال، با وجود تایید فروش تسلیحات به تایوان، لحن خود را درباره این جزیره نیز تعدیل کرد تا از تحریک بیش از حد پکن جلوگیری کند.
توافق هستهای ایران ترامپ مذاکرات توان هستهای ایران




