پرویز امینی، پژوهشگر و مدرس علوم سیاسی: *حاج قاسم میتوانست تعدیل کننده حوادث تلخ اخیر باشد *اگر امروز سردار سلیمانی بود خیلی از مسائل ما که منجر به این ماجرا شد اصلاً شکل نمیگرفت *شهید سلیمانی نماد اقامه امر ملی بود
تحلیلی که شاید محوریترین معنایش در این جمله امینی نمایان باشد: «اگر امروز سردار سلیمانی بود خیلی از مسائلی که منجر به حوداث اخیر شد اصلاً شکل نمیگرفت؛ او شخصیتی قدرتمند برای ایجاد وفاق، تعدیل تعارضات، فهم شرایط اجتماعی و مشورتدهی به ساختار حکمرانی بود تا جایی بایستد که التهاب را آرام کند.»
بحث را میتوان از یک نقطه انضمامی شروع کرد؛ برگردیم به سال ۹۸ ما در این سال دو بروز و ظهور فراگیر و عمومی از جامعه ایران داریم. جامعه در دو مقطع متفاوت، دو ظهور متفاوت داشته است. یکی در آبان ۹۸که ظهور اعتراضی در پی سیاستگذاری بنزین است و یکی که شکل فراگیر و عمومی دارد و برآیند جامعه ایران به شکل کمی و کیفی را نشان میدهد در دی ۹۸است.
شهید سلیمانی چه چیزی بجز خصلتهای فردی خود دارد که به کار اصلاح حکمرانی بیاید؟ او چه خصلتهای عمومی دارد که میتوان در اصلاح ساختار حکمرانی آن را به کار گرفت؟ به نظرم شهید سلیمانی که آن آوردگاه اجتماعی را ایجاد کرد از خصلت Publicity یا عمومیت برخوردار بود. او موقعیتی از نظر کنشها و گفتارها و دیالوگ داشتن با جامعه و نسبت برقرار کردن در مسائل درست کرده بود که از یک عمومیت دفاع و نمایندگی میکرد. چیزی که به شکل خاصی برای هر نظام حکمرانی لازم است.
هرکس شهید سلیمانی را از زاویه باورها و نظام ارزشیاش مال خود میکند و ارتباط میگیرد و اینجاست که او عمومیت را نمایندگی میکند. سازمان حکمرانی از نظر ایده، کردار، سیاستگذاری، عملکرد و گزینش کارگزاران باید طوری عمل کند که بازتاب این عمومیت باشد و از این نظر شهید سلیمانی نشان میداد که وضعیت و مشکلات کشور در پرتو توجه واقعی و از موضع حکمرانی و از ارادهای که تغییر و اصلاح را قبول دارد، میتواند گسلهای اجتماعی را تعدیل و شکافها را کمتر کند و کارآمدی را برای کشور به ارمغان آورد.
هر نظام حکمرانی که مدعی دموکراسی است نمیتواند در عرصه اجتماعی تقلیلگرا باشد و فقط از یک گروه اجتماعی یا از یک طبقه و سازمان اجتماعی پشتیبانی و نمایندگی کند. الان یکی از مشکلات ما در صداوسیماست. رسانه ملی قادر نیست از عمومیت نمایندگی کند ما در حکمرانی باید به وضعیتی برسیم که ایرانی بودن برای هر شهروند ایرانی کافی باشد که از همه حقوقش برخوردار باشد و هیچ حقی را نتوان از او سلب کرد به صرف اینکه ایرانی است.
- اعتقاد سردار سلیمانی به مردم هم جزو ویژگیهای اوست که برخلاف برخی نقطه تهدید را نه مردم که خارج از کشور میداند، نگاهی که شاید لازم است در جامعه هم تزریق شود. وقتی کسی در یک جایگاه بالای سیاسی در جامعه عمل میکند همیشه متوجه است که چه به لحاظ تشخیص اولویت و چه به لحاظ درک مسائل و چه به لحاظ چشمانداز آرمانی، حتماً تفاوت بین آن فرد و سایر بازیگران وجود دارد و این امر طبیعی است. آنچه که فردی را از سایر بازیگران سیاسی متفاوت میکند نحوه مواجهه با این اختلافات است، برخی این نکات اختلافی را به همه مسائل تسری میدهند و کانون روابطشان با دیگر تصمیمگیران را معطوف به همان نقطه اختلافی میکنند و انقطاع و انسداد تعامل به وجود میآید و امر سیاسی متوقف میشود.
در مسئله گشت ارشاد مشکل ما همین بود که جامعه را از یک نقطه اختلافی روایت کردیم و کل جامعه را آنجا تقسیمبندی کنیم و ساختار وحدتبخش جامعه را ذیل یک مسئله به شدت اختلافی تعریف کنیم که جامعه را دوپاره میسازد. - الان شاید بخش جوان و نوجوان جامعه مرجعگریز شده و حتی چهرههایی مانند سیدمحمد خاتمی که یک روز محبوبیت بالایی داشتند امروز برای نوجوانان محل اعتماد نیست. در این نظم نوین هنوز هم میشود الگوسازی مثل شهید سلیمانی انجام شود؟
- شهید سلیمانی و افرادی مثل او میتوانند این کثرت را نمایندگی کنند اما آیا نسل جوان این امر را میپذیرد؟ در واقع ظرفیت این نمایندگی از سوی چهرههایی همچون سردار سلیمانی وجود دارد اما آیا ظرفیت پذیرش آنان به عنوان نماینده از سوی نسل جوان هم وجود دارد؟