بررسی جامع نتایج جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، ناکامی پروژه اسرائیل بزرگ در تجزیه ایران و تبیین نظام جدید امنیتی و حقوقی در تنگه هرمز توسط سخنگوی ارتش.
سرتیپ اکرمینیا در تحلیل جامع خود پیرامون درسهای برآمده از جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، به تبیین اهداف استراتژیک دشمن و چگونگی شکست آنها پرداخت.
وی اشاره کرد که در هر دو نبرد، بهویژه در جنگ تحمیلی سوم که در اسفند ۱۴۰۴ رخ داد، دشمن به دنبال اجرای یک سناریوی چندمرحلهای بود. این سناریو با عملیاتهای رزمی، نظامی و ترور مسئولان عالیرتبه، از جمله رهبر معظم انقلاب و فرماندهان ارشد نظامی آغاز شد تا با ایجاد یک شوک شدید روانی و برهم زدن تعادل سیاسی در نظام جمهوری اسلامی، زمینههای لازم برای ایجاد هرج و مرج و اغتشاشات گسترده فراهم شود.
هدف نهایی این اقدامات، تنها سقوط نظام نبود، بلکه طبق گفته وی، دشمن در چارچوب سیاستهای کلان صهیونیسم بینالملل و پروژه موسوم به اسرائیل بزرگ، به دنبال تجزیه خاک ایران بود. مفهوم اسرائیل بزرگ در واقع به معنای تکهتکه کردن کشورهای منطقه و اشغال آنها توسط رژیم صهیونیستی است تا در نهایت این رژیم بتواند هژمونی کامل خود را بر جنوب غرب آسیا و جهان اسلام تحمیل کرده و با تجزیه ایران به چندین کشور کوچک، مانع از هرگونه قدرت ملی در این منطقه شود.
در ادامه این تحلیل، سخنگوی ارتش به بررسی نتایج میدانی و واکنشهای داخلی پرداخت و تصریح کرد که هیچیک از اهداف دشمن محقق نشد. او تاکید کرد که برخلاف پیشبینیهای طرف مقابل، تعادل سیاسی نظام به هم نخورد و در عوض، وحدت و انسجام ملی در سطحی بیسابقه تقویت شد.
سرتیپ اکرمینیا حضور حماسی مردم در خیابانها را نخستین غافلگیری برای دشمن دانست؛ زیرا دشمن گمان میکرد شوکهای نظامی باعث خروج مردم برای سقوط نظام میشود، اما مردم برای دفاع از سرزمین و حمایت از حاکمیت ملی به خیابانها آمدند. همچنین وی به توانمندی نیروهای مسلح اشاره کرد و گفت که دشمن تصور میکرد ارتش و نیروهای دفاعی توان مقابله در یک جنگ طولانی را ندارند، اما مدیریت هنرمندانه عملیاتهای تهاجمی و تدافعی در طول ۴۰ روز جنگ، مقاومت ایران را به نمایش گذاشت و در نهایت دشمن را مجبور به پذیرش آتشبس کرد.
این شکست قاطع نشان داد که محاسبات دشمن بر اساس خطاهای راهبردی بنا شده بود و غافل از قدرت اراده ملت و توان نظامی ایران بود. یکی از مهمترین دستاوردهای این دوران نبرد، تغییر بنیادین در رویکرد ژئوپولیتیکی ایران نسبت به تنگه هرمز عنوان شد.
سرتیپ اکرمینیا توضیح داد که ایران در گذشته به دلیل سیاستهای صلحجویانه و همکاری با کشورهای منطقه، از ظرفیتهای کامل این تنگه استفاده نمیکرد و اجازه میداد شناورهای دوست و دشمن آزادانه عبور کنند، که این امر گاهی منجر به ایجاد پایگاههای تهدیدآمیز توسط دشمن در نزدیکی مرزها میشد. اما در جریان این جنگ، جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت حاکمیت کامل خود را بر این آبراه استراتژیک اعمال کند.
وی اعلام کرد که اکنون یک نظام جدید حقوقی و امنیتی در تنگه هرمز تثبیت شده است و بر اساس قوانین بینالمللی دریاها، هر شناوری که قصد عبور از این منطقه را داشته باشد، باید هماهنگیهای لازم را با ایران انجام دهد. این اقدام نه تنها یک دستاورد امنیتی است، بلکه ابزاری قدرتمند برای خنثیسازی تحریمهای اولیه و ثانویه آمریکا محسوب میشود.
به عبارت دیگر، هر کشوری که در اعمال تحریمهای ظالمانه از آمریکا تبعیت کند، در عبور از این تنگه با چالشهای جدی مواجه خواهد شد. در پایان، وی به نادانی رئیسجمهور آمریکا در مورد توانایی ایران در مدیریت تنگه هرمز اشاره کرد و تاکید کرد که این مدیریت راهبردی اکنون به یک واقعیت تبدیل شده که آوردههای اقتصادی، سیاسی و امنیتی بسیاری برای مردم ایران به همراه خواهد داشت
تنگه هرمز اسرائیل بزرگ امنیت ملی ارتش جمهوری اسلامی جنگ تحمیلی



